أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

286

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

شمرده است . ( 10 ) . نسخهء الف : لوديس ، نسخهء فارسى : لورسنه ، ديوسكوريد ، I ، 1 : اللوريس ، نسخهء پ : إلّوريقن ؛ ابن بيطار ، جامع ، ص 71 : اللوريفن ؛ يونانى . ( 11 ) . نيز نك . شمارهء 575 . 117 . ايّل 1 - بز كوهى ، گوزن الخليل مىگويد : اين [ حيوان ] از آن رو ايّل ناميده مىشود كه به كوه پناه مىبرد 2 و در آنجا پنهان مىشود ، اين - بز كوهى نر 3 است . [ حيوان ] مشهور به وعل در اين سرزمين 4 بز كوهى 5 است با دو شاخ بلند كه سرشان به پشت خم مىشود . جثه‌اش از جثهء بزهاى اهلى 6 بزرگ‌تر نيست . اما ايل قد گاو نر و پوزه‌اش 7 شبيه آن است ، دو شاخ بلند با تعداد زيادى شاخه دارد كه از يك [ پايه ] همانند ريشه خارج مىشوند . گاهى وزن هر شاخ به ده من مىرسد . مرگش در آنهاست : اگر وارد جنگل انبوه شود ، با شاخ‌هاى خود در آن گير مىكند . شاخ يك نوع [ بز كوهى ] شبيه بشقاب گود است و از كناره آن شاخه‌هايى همانند انگشت بيرون مىزند . 8 اكثر اين [ بزها ] در سرزمين ترك‌ها و در ناحيهء شمالى [ آن ] وجود دارند 9 . همهء پزشكان در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه نوك دم [ ايل ] زهر است و خورنده‌اش را مىكشد . معلوم شده است كه گياهانى هستند كه براى حيوان غذا به شمار مىآيند اما براى انسان زيان آورند . مثل اين است كه بسيارى از چيزها در معده هضم مىشوند و [ به بدن ] غذا مىرسانند اما همان چيزها موجب تاول روى پوست خارجى مىشوند و آن را زخم مىكنند مانند سير و امثال آن . استفاده از بلدرچين در غذا اغلب موجب تشنج 10 مىشود به سبب آنكه [ بلدرچين ] ، چنان‌كه مىگويند ، از خربق تغذيه مىكند . خوردن ماهى رودخانه‌هايى كه جبلاهنگ در كنارهء آنها مىرويد ، به قى شديد 11 و گاهى نيز به مرگ مىانجامد . از نوشيدن شير گاوى كه مرار خورده است ، اسهال بيش از حد پديد مىآيد . اين روزها يكى از خدمتكاران اندكى سرشير خورد ، دچار اسهال و قى شد 12 و روز سوم مرد . آنچه بر سرش آمد نه از جهت كميت [ سرشير ] بلكه از كيفيت بد چيزى بود كه [ گاو ] شيرده از آن تغذيه كرده بود . در بالا از حيوان كابلى ذكرى به ميان آمد كه خورنده [ گوشت ] آن ديوانه مىشود 13 ، زيرا [ حيوان ] ، چنان‌كه مىگويند ، گياهى از جنس يتوع را مىخورد و به سايه‌اش پناه